نظر علي الطالقاني
520
كاشف الأسرار ( فارسى )
خدمت و اطاعت او ، تا تقرّب حاصل شود و از او نوازش و منصب و خلعت گيرد ، و دانستى كه عالى و مستحق معرفت و خدمت و طاعت ، نيست مگر سلطان حقيقى و خلفاء و حكّام او ، يعنى خدا و معصوم ( ع ) ، و تشبّه به ايشان . پس بعد از معرفت ايشان مقام مقام خدمت ايشان است . و دانستى كه بايد كيفيت خدمت را نيز خودشان بيان كنند و امر و نهى ايشان و شريعت ايشان همه بيان خدمت ايشان است . پس هر علمى كه به واسطه او امر و نهى و طريقه خدمت را ياد بگيرى بديهى است كه او مقدمه عمل و خدمت است از علوم عربيّه و ادبيّه و علم فقه و اصول فقه و منطق و قرائت و قدرى از هيئت و نجوم و علم حديث و علم رجال و علم اخلاق و تدبير منزل و سياست ، خواه به اجمال و خواه به تفصيل ، يعنى خواه به تقليد و خواه به اجتهاد . پس شناختن مجتهد و عدالت او بعينه مثل شناختن راوى و عدالت او است كه مقصود از همه اينها بدست آوردن قول معصوم و فهميدن او است تا اطاعت شود و خدمت به عمل آيد و مخالفت ايشان نشود . حال گوئيم شكى نيست كه هر علمى و صنعتى كه او را به جهت عملى وضع كرده باشند و قرار داده باشند فائده آن علم نيست مگر ياد گرفتن آن عمل و اگر عمل بىعلم ممكن بودى هيچ محتاج به اين علم نبودى . و لذا عمل مطابق ، بىتقليد صحيح است . پس اصل فائده در آن عمل است كه ذى المقدمه است . و آن فائده ، يا دنيوى است مثل نجّارى و خياطى و بنّائى و خوشنويسى و يا اخروى ، مثل عبادت و طاعت و بندگى ، چنانچه مقصود از زاد و راحله ، وصول به كربلا و مكه است و اصل فائده در كربلا و مكه است و مقصود از نردبان رفتن بام است و فائده در بام است . و شكى نيست كه مخالفت و معصيت دانسته و عمدا بدتر است از مخالفت و معصيت از روى نادانى و جهالت . و لهذا چون زيردستان تو خلاف كنند و مؤاخذه كنى ، عذر مىخواهند كه من نفهميدم يا فراموش كردم و در جواب گوئى چرا ياد نگرفتى و نفهميدى ، و نمىگويد ببخشيد كه فهميده و دانسته كردم ، به جهت آن كه مىداند كه اين خلاف ، هزار مرتبه از آن خلاف بدتر است . و اگر طفل را سياست كنند ديگرى در مقام شفاعت گويد ببخشيد نفهميد ، ندانست . و اگر آن كه صنعت خوب داند چه خوشنويسى و چه بنّائى و غير اينها و مع ذلك عمل نكند و عيال خود را گرسنه نگهدارد ، البتّه هزار مرتبه سرزنش و مذمّت او بيشتر است از آن كه صنعتى ندارد و از اين جهت عيال او گرسنه مانده . و آن كه زهر بشناسد و بخورد و خود را هلاك نمايد ، هزار برابر بدتر از آن كه ندانسته خورده . و لذا